پروكوپيوس ( مترجم : محمد سعيدى )
16
جنگهاى ايران و روم ( فارسى )
است ، ليكن در تاريخنويسى تنها چيزى كه ضرورت دارد بيان حقيقت است . بنابر همين اصل وى هر واقعهاى را به همان نحويكه اتفاق افتاده است بىهيچ تغيير و تبديل ضبط نموده و حتى از ذكر خطاها و اشتباهات دوستان خيلى نزديك خود نيز چشم نپوشيده است . اگر ما خواسته باشيم اساس داورى خود را بر پايهء حقايق استوار نمائيم بايد بدين نكته اعتراف كنيم كه هيچ واقعهاى مهمتر از جنگهاى مزبور در متون تواريخ يافت نمىشود ، زيرا نظير حوادث و اتفاقات مهمى كه در طى اين محاربات رخ داده است در هيچيك از ساير جنگهاى بزرگ عالم واقع نشده ، مگر آنكه خوانندگان اين روايت مقام افتخار و بزرگى را منحصرا شايستهء روزگاران گذشته بدانند و اعمال و شجاعتهاى معاصران را به چيزى نگيرند و آنها را لايق ملاحظه و اعتبار نشمارند . چنان كه برخى ، سربازان امروزى را به نام « كماندار » و سپاهيان قديم را به نام « رزمآزمايان » و « سپرداران » و امثال اينگونه القاب افتخارآميز مىخوانند و چنين مىپندارند كه از شجاعت و دليرى روزگاران قديم چيزى در اين دوره باقى نمانده است ، در صورتى كه اين فرض به كلى از حقيقت دور و با اوضاع كنونى مغاير است . امروز كمتر كسى متوجه اين نكته است كه « رزمآزمايان » عهد « هومر » « 1 » نه سوار اسب مىشدند و نه نيزه و سپرى براى حفظ و حراست خود داشتند و اصولا پيكر آنها به هيچ وسيله از حملات دشمن محافظت نمىگرديد ، بلكه سربازان پياده وارد ميدان جنگ مىشدند و در موقع ضرورت يا بايستى زير سپر رفيق خود پناه گيرند يا بر فراز تپهاى بر پشت سنگ قبرى پنهان شوند ، بطوريكه نه در موقع هزيمت لشكر موفق به فرار گردند نه در هنگام فرار دشمن بتوانند بر او حمله نمايند . سربازان آن زمان هرگز نميتوانستند در ميدان علنى به جنگ تن به تن بپردازند ، زيرا مجبور بودند براى تهيهء خوراك و ديگر لوازم خويش به دزديدن آذوقه و
--> ( 1 ) - Homere